تبلیغات
معلم روستا
                                                               

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

 

منّت خدایرا عزَّ وجل،که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت.هر نفسی که فرو می رود،ممدّحیات است و چون بر می آید مفرّح ذات.پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

                     از دست و زبـــــــــان کـــــــه بر آید                         کز عهده ی شکـــــــــــرش بدر آید

سلام دوستان

باوبلاگ جدید تحت عنوان معلم روستا به دیدارتان امده ام.امیدوارم که بتوانم با مطالب متنوع علمی،آموزشی و فرهنگی در محیطی سالم و سرشار از مهربانی با همدیگر به تبادل افکار بپردازیم.لطفاًاز نظرات زیبای خود بی نصیبم نگذارید.

                                                                          یاحق معلم روستا                                           

                                                                                           








جهت استفاده ازمطالب قدیمی تراین وبلاگ به ادرس زیرمراجعه فرمایید:
http://moallemroosta26.blogfa.com


وبلاگ شیعه چهارده معصوم(ع)به مدیریت خانم مولایی وبا همکاری چندین نفراز مدیران دیگروبلاگها وکاربران عزیز، "بعنوان نویسندگان افتخاری" که بنده هم یکی از انها هستم با مطالب متنوع ومفید(به آدرس:http://kelid313.mihanblog.com)در اختیار همکاران وکاربران گرامی قرار گرفته است.مدیریت وبلاگ شیعه چهارده معصوم(ع)ودیگر نویسندگان افتخاری این وبلاگ را از دعای خیر خود فراموش نکنید ولو با ذکر یک صلوات بر محمد وال محمد(ص)




تاریخ : پنجشنبه 26 دی 1392 | 09:06 ق.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات
چهل روز از سفر مادرم بسوی حق تعالی میگذرد...
چهل روز است كه دیگر لبخندهای مادرم را نمیتوانم ببینم...
چهل روز است كه دیگر دست نوازشگر مهربانش بر سرم كشیده نمی شود...
چهل روز است كه دیگر از من نمی پرسد:پسرم حالت چطوره؟ چكار میكنی و....
چهل روز پیش امدم به دیدارت مادرم.اما دیر امدم....
چشمهای نازنینت را بسته بودی و من ولی به روی چشمان بسته ات بوسه زدم كه یكبار دیگر شاید انهارا برویم بگشایی و پسر كوچكت را ببینی اما...
چهل روز است كه از زمان رفتنت به دل خاك سرد میگذرد،اما لحظه لحظه ی آن برایم زنده است؛یكدم از تو جدا نشدم؛با امبولانس به غسالخانه؛به حرم امام هشتم وبه بهشت رضا وآنجابا تو به زیر خاك امدم...
 مادرم هنوز رفتنت را باور نكرده ام...
...هنوز باور ندارم كه تنهایم گذاشتی مرا؛پسر كوچكت را؛اكبرت را....
گوش كن مادر...
همان لحظاتی كه با تو بودم وتو را به طواف عشق برده بودم وبه خاكت می سپردم....
اینجا دوستانی بودند پاكتر از برگ گل شقایق و شفافتر از ابی اب دریا...
از اصفهان وهمدان واهواز تا مشهد ویزد وكرمان و...
تلفنی تسلی می دادند مرا ...
پیام همدردی فرستادند...
ودر وبهایشان برایت نوشتند وبرایم نوشتند ورفتنت را تسلیت گفتند...
مادر اما در این چهل روزه همه حرف وسخنم با بچه هایم(مشناسیشان؛همان شاگردانم را می گویم)اینست كه:
قدر بدانید بودن مادرانتان را كه بزرگترین نعمت خدایند این مادران و
بهشت گوارای وجودشان باد





طبقه بندی: قطعه ادبی،
برچسب ها: مادر، بهشت،

تاریخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 09:58 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات

ای نام تا همیشه به عالم عَلَم،حسین(ع)

                               راست به نی حقیقت نون والقلم حسین(ع)

تا حشر هرچه از تو بگویندبیش نیست

                               ای هرچه گفته اند زقدر تو کم حسین(ع)

عباس تو به غیرت و مردی و معرفت

                             خود عالمی کشانده به زیر عَلَم حسین(ع)

مردم قسم دهند خدارا به نام تو

                          من نیز می دهم به خدایت قسم حسین(ع)

هرچند لایق کرمت نیستم ولی

                         دورم مدار از آن حرم محتــــــــــرم حسین(ع)

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif

ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) بر تمامی دوستدارانش تسلیت باد




طبقه بندی: مناسبتهای مذهبی،
برچسب ها: شهادت امام حسین(ع)،

تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
 

 

  

 

 

 

 




طبقه بندی: توصیه های دوستانه، سخنان بزرگان،

تاریخ : سه شنبه 29 مهر 1393 | 08:54 ق.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات
سه شنبه انتخابات انجمن اولیا و مربیان رو برای سال جاری برگزار كردیم
از اولیا خواستم كه كاندیدا شوندوجند نفری رو هم كه سابقه علمی و فعالیت بالایی داشتند؛ دعوتشون كردم كه نامزد  انتخابات شوند.كه یكی از انها  خانمی لیسانسیه بود وپسرش در كلاس سوم بود ودوسال پیش هم عضو انجمن بود؛وقتی به جایگاه امد گفت:اقای خاموشی كار خوبی نكردین منو دعوت كردین!!!
گفتم چرا خانم بهترین گزینه؛شمایید كه از سواد علمی بالایی برخوردارین...
گفت:اما امسال ما دوتا باید همیشه با هم جنگ ودعوا داشته باشیم!!!!!!!!!
گفتم:جنگ و دعوا چرا؟؟؟؟ما برای خدمت اینجاییم نه برای جنگیدن!!!!!
هنگام معرفی كاندیداهادر حالیكه به سمت من می امد،گفت:اولین جنگ رو میخوام شروع كنم!!!!!!!!!و میكروفون رو از من گرفت وضمن معرفی خودش؛روبه مدیر مدرسه كه جدید به این سمت انتخاب شده ،كرد وگفت:آقای....ما هیچ سالی درین مدرسه قبولی در مدارس نمونه دولتی وتیزهوشان نداشته ایم امسال شما همت كنین...
مدیر هم كه اولین سال خدمت درین مدرسه را شروع كرده سری به نشانه تایید تكان داد...
اما من گفتم :كه خانم ... ما درطی پنج سال گذشته قبولی در مدارس نمونه دولتی رو داشته ایم وحیف است كه زحمت همكاران مرا زیر سوال ببرید!!!!!!!!
گفت:پس چرا من ندیده ام؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
با تعجب گفتم: اخر شما بچه تان كه در نوبت اول است وما درین نوبت چندین نفر رو در مدارس نمونه دولتی داشته ایم وبرایش چند نمونه مثال زدم از اهالی همین روستا كه در نمونه دولتی تحصیل كرده اند وایشان.....
در پایان جلسه هم در حالیكه هنوز شمارش ارا تمام نشده بود وتوسط اعضا انجمن سال گذشته وتعدادی همكارانم ادامه داشت به دفتر مدرسه رفته وپیش مدیر زبان به اعتراض وشكایت باز كرده و از كمبودها و اخلاق معلمین اقا گفته وگفته وگفته....
حالا من متحیر مانده ام كه ایااز دید این خانم دارای سطح سواد علمی بالا، واقعا انجمن باید در كنار اولیا مدرسه باشد یا در مقابل اولیا مدرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!




طبقه بندی: هرهفته یک خاطره، مدرسه ما،
برچسب ها: خاطره، انجمن اولیا ومربیان،

تاریخ : پنجشنبه 17 مهر 1393 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات
زیبایی را از شیر هدیه بگیرید

برای اینكه پوست شما نرم شود،یك تكه پارچه پنبه ای را در شیر بخوابانید

 تا خوب خیس بخورد آنگاه ان را روی صورت خود بكشید و بگذارید به مدت
نیم ساعت روی پوستتان بماند.سپس صورت خودرا با آب بشویید. 
                    

یك قاشق چایخوری نمكك را در دوقاشق سوپ خوری شیر بریزید 
                    
 وبهم بزنید وهنگام خواب به صورت خود بمالید،اینكار  پوست صورت

 شما را فوق العاده نرم وملایم میكند.

برای روشنتر كردن پوست صورت دوعدد مغز بادام در داخل شیر بریزید

وهنگام خواب به صورت خود بمالید.








تاثیر رنگهابر اشتها
محققان معتقدند كه رنگ تاثیر زیادی روی اشتهای افراد میگذارد.با نگاه كردن به رنگ ،واكنشهای گوناگونی در بدن بوجود می اید.با مشاهده غذا بزاق بیشتری ترشح می شود.در ادامه به بعضی از این تاثیرات اشاره میكنیم:
سفید:این رنگ اغلب با مصرف بیش از حد ارتباط دارد.غذا به این رنگ حاوی كالریه و باعث پرخوری میشه.
قهوه ای یا خاكستری:رنگ خاكستری اشتها بر انگیز نیست وغذاهای به رنگ قهوه ای بعلت تداعی رنگ غذاهای سوخته ،اشتهارا كور میكنه.
سبز:برای مردم غذاهای سبز رنگ یعنی سالم بودن،بدون توجه به مغذی بودن یا نبودن.شاید علت این موضوع اینه كه قدیمی ها فكر میكردن هرچی غذا سبز باشه سالمتر وعاری از سمه.
زرد:این رنگ كه با خوشحالی ارتباط داره باعث تحریك اشتها میشه.با دیدن رنگ زرد،مغزسروتونی(هورمونی كه احساس خوب ایجاد میكنه)ترشح میكنه.استفاده از رنگ زرد روی میز غذا باعث ایجاد احساس مطبوع و افزایش اشتها میشه.
صورتی:مارا یاد گوشت خام ومواد مصنوعی نگه دارنده می اندازه وبه همین دلیل اشتهارا تحریك نمیكنه.
قرمز:بررسیها نشون میده،مصرف كنندگان از بشقاب به رنگ قرمز كمتر غذا میخورند. چون این رنگ با خطر،هشدار یاتوقف(علایم توقفكه مغز میاید)ارتباط داره.البته بررسیهایی هم وجود داره كه این رنگ رو با افزایش اشتها ارتباط میده .اما بگفته برخی از محققان؛رنگ قرمز اشتها را فعال میكنه.بهمین دلیل در رستورانها ازین رنگ استفاده میشه.
خراسان پنجشنبه3مهر93



طبقه بندی: دانستنیها، توصیه های دوستانه،

تاریخ : شنبه 5 مهر 1393 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 26 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...