تبلیغات
معلم روستا - هرهفته یک خاطره(11)
دیروز که رسما هفته معلم شروع شده بود تا پای در مدرسه گذاشتم شاگردانم جلو امده وبا زبان کودکانه خویش روز معلم رو تبریک میگفتند و گاهی هم یکی از انها با دستان کودکانه خویش تمام مهر ومحبتش رو در کادویی پیچیده و به رسم ادب وقدردانی هدیه به من معاون میکرد و من شرمنده ازینهمه لطف بیکران شاگردانم فقط با بوسه ای بر سر انها وتشکری مهرشان را پاسخ میگفتم.
 ...اما لطفشون انجا منو شرمنده تر کرد که در مراسمی به همین مناسبت وقتی مدیر از دانش اموزان میخواست با بردن اسم یکی یکی معلمان اردات خودشان را نشان دهند با شنیدن اسم معاون مدرسه شان سالن رو با صدای جیغ و هورای خود منفجر کردند ومن ازطرفی خوشحال ومغرور در برابر مدیرمجتمع ومهمانان همراه و اعضای انجمن واز طرفی شرمگین در برابر اینهمه لطف دانش آموزان،اشک شوق بر دیده جاری ساختم و خدای رو شکر کردم که بهترین پیشه دنیا رو در بهترین مکان دنیا نصیبم ساخته است












طبقه بندی: هرهفته یک خاطره، مدرسه ما،
برچسب ها: روزمعلم؛خاطره،

تاریخ : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.