تبلیغات
معلم روستا - مطالب قطعه ادبی

من معلـــــــــم هستم...

زندگی پشت نگاهم جاریست...

سرزمین کلمات تحت فرمان منست....

قصرپنهان منست....

قاصدگهای لبانم هررور...

سبزه ی نام خدارا به جهان میبخشد...

من معلـــــــــــــم هستم...

گرچه برگونه ی من سخی سیلی صد درددرخشش دارد...

آخرین دغدغه هایم اینست:

نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمید اصلا....

نکند حرفی ماند؟

نکند مجهولی...

روی رخساره ی تن سوخته ی تخته سیاه جا مانده ست؟

من معلــــــــــــــــم هستم....

هرشب از ایینه ها می پرسم....

به کدامین شیوه؟

وسعت یاد خدارا بکشانم به کلاس؟

بچه هارا ببرم...

تا لب دریاچه ی عشـــــــــــق؟

غرق دریـــــای تفـــــــــــــکر بکنم؟

با تبسم یا اخم؟

با یکی بود ونبود؟

زیر یک طاق کبود؟

یا کلاغی که به خانه نرسید؟

قصه گویی بکنم؟

تک به تک یا با جمع؟

بدوم یا ارام؟

من معلـــــــــــــــــــــــــم هستم...

نیمکت ها نفس گرم قدمهای مرا میفهمند....

بالهای قلم تخته سیاه....

رمز پرواز مرا می دانند...

سیبها دست مرا می خوانند....

من معلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم هستم....

درد فهمیدن وفهماندن......

ومفهوم شدن....

همگی مال منست....

من م   ع     ل   م   هستم.....

تقدیم به تمامی همکارن عزیز ودوست داشتنی ام

                               یا حق معلـــــــــــــــــــــــم روستـــــــــــــــــــــــــــــــــا

مقام معلم (استاد حسین شهریار)

می توان در سایه آموختن

گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم

پس، سویدای سواد آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم

از معلم جان روشن یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو

چون خدا مشکل توان تعریف تو

ای تو کشتی نجات روح ما

ای به طوفان جهالت نوح ما

یک پدر بخشنده آب و گل است

یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین

آنکه دین آموزد و علم یقین

هدیه همکار هنرمند وادیب وفرزانه ام سرکار خانم زعفرانی به معلم روستا

متشکرم همکار محترم



اینم هدیه زیبای خانم محمدلو مدیر هنرمند وبلاگ صائب1

متشکرم سرکار خانم




طبقه بندی: جشن تولد، قطعه ادبی،
برچسب ها: روز معلم، روزپدر، میلاد علی(ع)، استاد شهریار،

تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | گلنوشته

نام علی:عدالت،راه علی:سعادت،عشق علی:شهادت،ذکرعلی:عبادت،عید علی:مبارک.



   علی یعنی الفبای عدالت،علی یعنی که دستی برسر عدل،علی یعنی دمادم همدم حق،علی یعنی که عین هر عبادت.

فرخنده روز ولادت مولود کعبه،امیر پارسایان وآزادگان،گوهر کعبه،جانشین و وصی رسول الله،غریبی در تاریخ،روح والای عالم معنا،زمزمه ی زمزم خلوص،نورانیتی در امتداد بی نهایت،قرآن ناطق،مولی الموحدین حضرت علی(ع)را به شما بازدیدکنندگان محترم و گرامی تبریک و تهنیت عرض می کنم.

      

  



                           یاحق معلـــــــــــــــم روستـــــــــــــــآ

                                       






طبقه بندی: جشن تولد، مناسبتهای مذهبی، قطعه ادبی،
برچسب ها: مولود کعبه، روزپدر،

تاریخ : شنبه 5 اردیبهشت 1394 | 10:32 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | نظرات

تقدیم به مادرم که اسوه فداکاری و تقوابود وچندماهیست به دیدار معبود شتافته «روحش شاد»،به همسرم که مادری نمونه است برای فرزندم،به خواهرانم که نماد از خود گذشتگی هستند برای همسر وفرزندانشان و به تمام مادران سرزمین مادری ام ایران که بهشت زیر پایشان 


  

ــــــ اگر آفتاب به بزرگترین تاج نور و زیبایی بدل میشد،کوچکترین نیمتاج دنیا برای خرمن گیسوان تو بود،که در شب های خواب من و بیداری تو،همچون موج ابریشم بر سر و رویم  می ریخت و گرمای خوشبختی را به جانم میریخت...

ــــــ اگر ماه،به بزر گترین عقیق جهان مبدل می شد،کوچکترین نگین یرای انگشتری از شبنم و مهتاب بود،تا در انگشت تو بنشیند و هر بار که به دستهای مهر آلودت بوسه میزنم،شعر جلال بی همتای وجود تورا در نگاهم جانی دیگر بخشد...

ــــــ اگر ستارگان هفت آسمان،در جام گل لاله ای می نشست،کوچکترین چراغ برای روشن کردن شب های من وتو بود:شب هایی که من آرام و بی خبر برسینه ات می خفتم و تو مهربان و بی گلایه،سوزش بیداری را تا سحر بر پلک های خود احساس می کردی...

ــــــ و اگر غنچه های همه ی گلزار های جهان در ستاره ای می شکفت،بی مقدار ترین سینه ریز دنیا برای سینه ی گرم و مهربان تو،تکیه گاه های شبهای کودکی و بی خبری من،بود...

ــــــ تو بودی:آن که به سنگینی گسترده ترین فریاد ها ،ساکت می ماند،هنگامی که پرواز پروانه ای ــ حتی ــ به شکستن حباب خواب من می آمد...

ــــــ تو بودی:آن که به گستردگی سنگین ترین سکوت ها،فریاد در سینه داشت،هنگامی که حتی نوازش نفس های عطر آگینش ، به گمان او،چهره ی مرا می آزرد...

ــــــ واز این روست که اینک اگر همه ی فریادهای عالم در یک سوی جهان و همه ی سکوت های عالم در سوی دیگر جهان بمانند؛بازهم من فریاد بر خواهم آورد که:

          "مادر ترا دوست دارم و می ستا یمت." 


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

هدیه ای زیبا از خانم محمدلو مدیر وبلاگ دبستان صائب؛به معلم روستا؛

متشکرم همکار هنرمند وباذوق


... وهدیه ی زیبای خانم زهرا قنبرپور مدیر وبلاگ مهرتابان. روزتان مبارک بانو












ودر ادامه مطلب، هدیه من است به تمامی دوستان عزیز بازدیدکننده ،مادران وزنان فداکاری که بی هیچ چشم داشتی؛تمام مهر خودرا در سبد عاطفه تقدیم عزیزانشان


میکنند.










ادامه مطلب

طبقه بندی: جشن تولد، قطعه ادبی،
برچسب ها: تولد حضرت فاطمه زهرا(س)، روزمادر،

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | هدیه

پنجم فروردین ماه هرسال،برگ زرینی از دفتر عزیزترین عزیزانم ورق میخورد ویادآورم میشود که: منِ پدر،یکسال پیرتر شده ام وتو ای پسرمن،یکسال رشیدتر وبرناتر و تواناتر...

کوچه های دل خودم ومادرت را آذین میبندم با رشته های محبت وعشق...

ستاره های هفت اسمان را به جشن میهمانی تولد تو،تنهافرزندم دعوت میگیرم....

ماه اسمان را شاهد درخشش ستاره تک پرم در آسمان زندگیم....

پسرم:

    اینک که 18بهار را پشت سر گذاشته ای ودر آستانه نوزدهمین بهار زندگیت هستی،لازمست یادآورت شوم که:

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی


سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی


راستگو باش تا استقامت داشته باشی


متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی


دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی


سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی


رفتار کن با دیگران همانطوری که توقع داری که دیگران با تو رفتار کنند.

پسرم؛

با گامهای محکم واستوار در جاده های سخت ودشوار زندگیت رو به جلو پیش برو...

عزیزترینم؛

خدارا....

خدارا فراموش نکن که اوبهترین حامی وپشتیبان توست...

نازنینم؛

به داشتنت افتخار میکنم وبودنت را پاس میدارم...

تورا به خالق هستی میسپارم وازخوداو برایت در تمامی مراحل زندگیت موفقیت وعشق را ارزو میکنم

خوبِ من؛

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت

قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت

فرشته آسمانی سالروز  زمینی شدنت مبارک . . .

اولین هدیه تولد ازهمکارپیشکسوتم،سرکارخانم فروزنده غیاثی

متشکرم همکار ادیب وفرهیخته

وزیباترین تحفه ها ازآنِ همکار هنرمند وادیب وفرزانه ام؛سرکارخانم زعفرانی مدیروبلاگ"صحیفه نور"

که من وپسرم رو حسابی مدیون زحمات خویش ساخته اند

http://s4.picofile.com/file/8179254376/%D8%B1%D8%B6%D8%A7.gif






ادامه مطلب

طبقه بندی: جشن تولد، قطعه ادبی،
برچسب ها: تولدمبارک،

تاریخ : چهارشنبه 5 فروردین 1394 | 04:22 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | مهربانی
دلت را بتکان...                                                                        

غصه هایت که ریخت توهم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتادروی زمین

  

بگذار همانجا بماند

فقط ار لابلای اشتباهایت،یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت...

 

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

وتمام ان غم های بزرگ

و همه حسرت و ارزوهایت...

    


باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد
!



  حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

بایدباشد باید بماند...

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟



  حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا


 

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او
"...

خانه تکانی دلت مبارک

نرم نرمک یاس خوشبوی نگـــار                       بـــــرنهال مهر و زیبـــایــــی سوار

عاشقانه بــــــا پرستوهای شاد                       می دمد عطر خوشش را در بهار

نــــرم نرمک سبزی آلالــــــه ها                        عطــر خوشبو و شمیم لالـــه ها

میرسد بـــا تــــــار پــر  مهر بهار                       رقص و شادی همه ، پروانـــه ها


با ارزوی سرسبزی ارزوهایتان

سال نو پیشاپیش بر همه شما عزیزانم مبارکباد

غم وغصه از خونه ی دلهایتان دور باد

اینم یه هدیه برای تمامی شما خوبان:

http://www.chinaswitch.com/caoka/jieri/newyear/zsc112.swf

یاحق معلم روستا

 

 

 




طبقه بندی: قطعه ادبی،
برچسب ها: خانه تکانی، سال نو،

تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 | 06:52 ب.ظ | نویسنده : علی اکبر خاموشی | عیدی
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5